دادخواهی فراتر از بازگشایی مکاتب؛ نقدی بر ریشه‌های نظام حاکم در افغانستان

کابل تایمزنیوز | نویسنده: راحیل تلاش

اعتراض زمانی معنا و اثرگذاری واقعی پیدا می‌کند که ریشه‌های ظلم و تبعیض را هدف قرار دهد، نه صرفاً یکی از پیامدهای آن.

طالبان تنها دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها را نبسته‌اند؛ بلکه به باور بسیاری از منتقدان، ساختاری مبتنی بر تبعیض جنسیتی و محدودیت‌های گسترده اجتماعی و سیاسی را بر افغانستان تحمیل کرده‌اند. محرومیت زنان و دختران از آموزش و اشتغال، تنها بخشی از سیاست‌هایی است که با انتقادهای گسترده داخلی و بین‌المللی روبه‌رو شده است.

در چنین شرایطی، محدود شدن دادخواهی‌ها صرفاً به مطالبه بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها، از نگاه برخی تحلیلگران، ممکن است این برداشت را ایجاد کند که با تحقق همین خواسته، سایر مسائل و چالش‌های موجود نادیده گرفته می‌شود. به همین دلیل، آنان معتقدند که مطالبات باید فراتر از یک موضوع مشخص بوده و ریشه‌های ساختارهای محدودکننده را هدف قرار دهد.

از این منظر، حقوق اساسی شهروندان نباید به امتیازی تبدیل شود که از سوی یک حکومت اعطا یا سلب گردد، بلکه این حقوق باید به‌عنوان حقوق بنیادین و غیرقابل‌سلب همه انسان‌ها به رسمیت شناخته شود.

این دیدگاه همچنین تأکید می‌کند که حتی اگر محدودیت‌های آموزشی در آینده کاهش یابد، آموزش زمانی می‌تواند به توسعه جامعه کمک کند که در فضایی آزاد، مستقل و مبتنی بر اصول پذیرفته‌شده حقوق بشر ارائه شود؛ در غیر این صورت، ممکن است نظام آموزشی به ابزاری برای بازتولید همان دیدگاه‌های محدودکننده تبدیل شود.

بر اساس این تحلیل، دادخواهی مؤثر نیازمند رویکردی شفاف، ریشه‌محور و مبتنی بر دفاع از حقوق اساسی شهروندان است؛ رویکردی که تنها به مخالفت با یک سیاست یا تصمیم محدود نشود، بلکه به بررسی و نقد ساختارهایی بپردازد که از دید منتقدان زمینه‌ساز تبعیض، محدودیت و نقض حقوق بنیادین انسان‌ها شده‌اند.

یادداشت: این مطلب یک تحلیل و دیدگاه نویسنده است و لزوماً بازتاب‌دهنده موضع تحریریه کابل تایمزنیوز نیست.