افغانستان در نظم نوین منطقهای؛ از حاشیه راهبرد غرب تا محور رقابت قدرتهای منطقه
تحلیل | سید باقرشاه احمدی
تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که افغانستان بهتدریج از جایگاه پیشین خود در اولویتهای امنیتی غرب، بهویژه ایالات متحده آمریکا، فاصله گرفته است. اگر در دو دهه گذشته افغانستان یکی از محورهای اصلی حضور نظامی آمریکا و ناتو بود، امروز جنگ اوکراین، بحرانهای خاورمیانه و رقابت فزاینده واشنگتن با چین و روسیه، توجه غرب را به سمت پروندههای دیگر سوق داده است.
با این حال، کاهش توجه مستقیم غرب به افغانستان به معنای کاهش اهمیت ژئوپولیتیکی این کشور نیست. برعکس، خلأ ناشی از این تغییر رویکرد باعث شده افغانستان بیش از گذشته در مرکز محاسبات امنیتی و راهبردی قدرتهای منطقهای قرار گیرد و به نقطه تلاقی منافع روسیه، چین، ایران، هند و پاکستان تبدیل شود.
بازتعریف رقابتهای منطقهای پیرامون افغانستان
قدرتهای منطقهای امروز افغانستان را بخشی از معادلات امنیت ملی و منافع ژئوپولیتیکی خود میدانند.
روسیه افغانستان را حلقهای مهم در تأمین امنیت آسیای مرکزی تلقی میکند. چین ثبات افغانستان را با امنیت پروژه «یک کمربند، یک راه» پیوند زده است. ایران این کشور را بخشی از عمق راهبردی خود در شرق میداند. هند به افغانستان بهعنوان عاملی برای ایجاد توازن در برابر نفوذ پاکستان مینگرد و پاکستان نیز همچنان در پی حفظ نفوذ سنتی خود در این کشور است.
در نتیجه، افغانستان بار دیگر به صحنه رقابت قدرتها تبدیل شده است؛ اما این بار نه در قالب اشغال نظامی، بلکه از مسیر همکاریهای امنیتی، رقابتهای اقتصادی، جنگهای نیابتی و نبرد بر سر کریدورهای منطقهای.
## نزدیکی طالبان و روسیه؛ آغاز فصل تازه
نزدیکتر شدن روابط طالبان و روسیه، بهویژه در حوزههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، نشاندهنده تغییر نگاه مسکو نسبت به حاکمان کنونی افغانستان است. روسیه اکنون طالبان را صرفاً یک گروه شورشی نمیبیند، بلکه آن را بخشی از واقعیتهای امنیتی منطقه تلقی میکند.
در همین حال، برخی گمانهزنیها درباره احتمال استفاده روسیه از نیروهای نزدیک به طالبان در برخی منازعات منطقهای مطرح شده است. هرچند چنین ادعاهایی تاکنون بهصورت رسمی تأیید نشده، اما طرح این مباحث نشان میدهد افغانستان وارد مرحله جدیدی از تعاملات ژئوپولیتیکی منطقه شده است.
احتمال همگرایی بیشتر تهران و طالبان
در صورت تشدید تنش میان ایران با آمریکا و اسرائیل، احتمال نزدیکی بیشتر تهران و طالبان نیز قابل بررسی است. ایران به این جمعبندی رسیده که بیثباتی افغانستان میتواند تهدیدهایی همچون گسترش فعالیت داعش خراسان و افزایش ناامنی در مرزهای شرقی این کشور را به همراه داشته باشد.
بر همین اساس، تهران ممکن است در چارچوب ترتیبات امنیتی منطقهای، همکاری عملگرایانهتری با طالبان در پیش گیرد. هرچند موضوع مشارکت نیروهای وابسته به طالبان در هرگونه درگیری احتمالی منطقهای همچنان در حد گمانهزنی باقی مانده و هیچ نشانه رسمی در این زمینه وجود ندارد.
پاکستان و معادله پیچیده افغانستان
پاکستان همچنان یکی از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین بازیگران پرونده افغانستان به شمار میرود. اسلامآباد از یکسو با چالشهای امنیتی و اختلافات مرزی با طالبان روبهرو است و از سوی دیگر تلاش دارد نفوذ سنتی خود را در تحولات افغانستان حفظ کند.
تحرکات دیپلماتیک اخیر پاکستان و تماسهای فزاینده این کشور با شرکای غربی، از نگاه برخی ناظران میتواند نشانه نگرانی اسلامآباد از تغییر موازنههای منطقهای و نزدیک شدن طالبان به روسیه، ایران و چین باشد.
همچنین برخی تحلیلگران معتقدند که رقابتهای امنیتی در منطقه میتواند زمینه شکلگیری برداشتهای متفاوت درباره نقش بازیگران مختلف در مدیریت یا مهار تهدیدهایی همچون داعش خراسان را فراهم کند.
رقابت کابل و اسلامآباد؛ فراتر از اختلافات مرزی
رقابت میان افغانستان و پاکستان دیگر تنها به اختلافات مرزی محدود نمیشود، بلکه به بخشی از رقابت ژئوپولیتیکی منطقه تبدیل شده است.
افغانستان تلاش میکند وابستگی اقتصادی خود به پاکستان را کاهش داده و از طریق مسیرهایی مانند بندر چابهار، آسیای مرکزی و پروژههای منطقهای به بازارهای جدید متصل شود. در مقابل، نزدیکی طالبان با روسیه، ایران و چین میتواند بر توازن قدرت منطقهای و موقعیت سنتی پاکستان تأثیرگذار باشد.
جمعبندی
جهان در حال حرکت به سوی نظم چندقطبی است و افغانستان نیز در متن این تحول قرار دارد. کاهش نقش مستقیم غرب در افغانستان به معنای کاهش اهمیت این کشور نیست، بلکه افغانستان اکنون بیش از گذشته به یکی از محورهای رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل شده است.
نزدیکی طالبان با روسیه، احتمال گسترش همکاری با ایران، رقابت مستمر با پاکستان و اهمیت روزافزون کریدورهای اقتصادی، همگی نشانههای ورود افغانستان به مرحلهای جدید از نقشآفرینی منطقهای هستند.
با این حال، آینده افغانستان تا حد زیادی به توانایی این کشور در تعریف یک راهبرد مستقل مبتنی بر منافع ملی، حفظ توازن در روابط خارجی و جلوگیری از تبدیل شدند
افغانستان در نظم نوین منطقهای؛ از حاشیه راهبرد غرب تا محور رقابت قدرتهای منطقه