جنگ ایران: از محاسبه خطا تا بن‌بست
(گزارش کوتاه – کابل تایمز نیوز)
جنگ ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد، برخلاف انتظار اولیه به عملیات سریع تبدیل نشد و به بن‌بست راهبردی رسید.
آغاز و اشتباه محاسباتی
نتانیاهو با متقاعد کردن ترامپ، به دنبال ضربه سریع برای فروپاشی رهبری ایران، نابودی توان نظامی و تسلیم سریع بود. با وجود ترور علی خامنه‌ای و حملات گسترده، رژیم فرو نپاشید و جنگ کوتاه نماند. محاسبات اولیه بیش از واقعیت، بر خوش‌بینی استوار بود.
میدان نبرد و تنگه هرمز
ایران با پاسخ‌های موشکی و کنترل عملیاتی تنگه هرمز، تعادل بازدارنده ایجاد کرد. این گلوگاه حیاتی انرژی جهان، هزینه جنگ را برای آمریکا افزایش داد و ایران را به بازیگری اثرگذار تبدیل کرد. آمریکا اکنون محاصره بنادر ایران را اعمال کرده، اما ایران کنترل خود بر تنگه را حفظ و تهدید به تشدید کرده است.
دیپلماسی و آتش‌بس
پاکستان میانجی‌گری کرد و آتش‌بس موقت دوهفته‌ای از ۸ آوریل برقرار شد. تماس‌های غیرمستقیم و برخی گفت‌وگوهای مستقیم شکل گرفت، اما اختلافات عمیق (هسته‌ای و تنگه هرمز) مانع پیشرفت شد. ترامپ اخیراً از نزدیکی به توافق سخن گفته، ولی تهران محتاط است.
آینده: سه سناریو محتمل
۱. خروج با روایت پیروزی: ترامپ ممکن است با اعلام موفقیت، فشارها را کاهش دهد.
۲. بازگشت به مذاکره: احتمال ازسرگیری گفت‌وگوها با میانجی‌گری وجود دارد.
۳. تشدید دوباره: محاصره آمریکایی، تحرکات اسرائیل و کنترل ایران بر تنگه هرمز، خطر شعله‌ور شدن مجدد را بالا برده است.
جمع‌بندی
این جنگ نشان داد محاسبات قدرت‌های بزرگ می‌تواند خطا کند، بازیگران منطقه‌ای معادلات را تغییر دهند و درگیری‌های مدرن اغلب به فرسایش و پیچیدگی می‌رسند. وضعیت فعلی «گیرکرده» است: نه عقب‌نشینی آسان، نه پیروزی سریع. آینده به تحولات سیاسی آمریکا، مقاومت ایران و تأثیرات اقتصادی جهانی (به‌ویژه انرژی) وابسته است.