نظم جهانی پس از جنگ سرد با بحرانی عمیق و چندلایه روبهروست که نه فقط افزایش تنش، بلکه فروپاشی تدریجی ساختارهای حاکم بر روابط بینالملل را نشان میدهد.
نشانههای بحران:
۱. تضعیف قواعد بینالمللی!
کشورها بهطور فزاینده منافع ملی کوتاهمدت را بر تعهدات چندجانبه ترجیح میدهند و قواعد را گزینشی اجرا میکنند.
۲. رقابت قدرتهای بزرگ!
رقابت میان ایالات متحده، چین و روسیه به عاملی کلیدی برای بیثباتی تبدیل شده و همکاری جهانی را تضعیف کرده است.
۳. ناکارآمدی نهادهای بینالمللی!
ساختارهای قدیمی و اختلاف قدرتهای بزرگ، نهادهایی مانند سازمان ملل را در واکنش سریع ناتوان ساخته است.
۴. همزمانی بحرانها!
جنگها، بحرانهای اقتصادی و تنشهای منطقهای همزمان فشار بر نظام بینالملل را افزایش دادهاند.
گذار به نظم جدید:
نظم قدیم در حال تضعیف است، اما نظم جدید هنوز شکل نگرفته؛ جهان در مرحلهای گذار و نامطمئن قرار گرفته که پیامدهایی چون افزایش بیثباتی، کاهش پیشبینیپذیری و حرکت کشورها از همکاری به رقابت را به همراه داشته است.
جمعبندی:
آنچه امروز شاهدیم، بحرانی مقطعی نیست، بلکه تحولی ساختاری در نظام جهانی است. در فاصله فروپاشی نظم قدیم و شکلگیری نظم جدید، جهان به بیثباتترین و غیرقابلپیشبینیترین حالت خود رسیده است.
این وضعیت برای ملتهای بیدار، بهویژه مسلمانان، یک فرصت راهبردی است. خلأ ناشی از فرسایش نظم بینالملل و نبود رهبری متعهد، فضایی را ایجاد کرده تا آنان با تکیه بر تجربه بیش از هزارساله خود در رهبری و دولتداری، بدیلی نوین ارائه دهند و محور اتحاد مسلمانان را در مسیر شکلدهی به نظم عادلانهتر و مبتنی بر ارزشهای اصیل تقویت کنند
*بحران نظم جهانی؛ فروپاشی یک چارچوب و جستوجوی نظمی جدید!*