حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران با اهداف مشخص و گسترده آغاز شد: از بین بردن سران نظام، پایگاههای هستهای و مراکز نظامی کلیدی. در جریان این عملیات، رهبر ایران، آیتالله خامنهای، کشته شد و ضربه شدیدی به رهبری سیاسی و نظامی کشور وارد آمد.
ایران در واکنش فوری، اسراییل و پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربستان، عراق، قطر، امارات، بحرین ... را هدف قرار داد و نشان داد که توان دفاعی و بازدارندگی منطقهای هنوز فعال است. این حملات، یادآور جنگ ۱۲ روزه قبلی بین ایران و اسرائیل در تابستان ۲۰۲۵ است، که در آن بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی و متخصصان برنامههای هستهای ایران کشته شدند و درسهای مهمی درباره آسیبپذیری نهادهای کلیدی ایران ارائه شد.
سناریوهای احتمالی آینده ایران!
۱. ادامه نظامیگری و جنگهای پراکنده:
در این سناریو، اصولگرایان و نهادهای گرایشدهنده به قدرت سخت، مسیر خود را ادامه میدهند. استفاده از زور، عملیات نظامی محدود و مدیریت بحران از طریق قدرت سخت، ابزار اصلی حفظ امنیت و ثبات باقی خواهد ماند. سپاه پاسداران و اصولگرایان محافظهکار، چهرههای شاخص این مسیر هستند که بر حفظ اقتدار داخلی و بازدارندگی خارجی تأکید دارند.
۲. قدرتگیری جریانهای اصلاحطلب و معتدل:
چهرههایی که رویکرد دیپلماتیک دارند و طرفدار گفتوگو با جهان و تعامل اقتصادی و سیاسی هستند، فرصت بیشتری برای تأثیرگذاری خواهند داشت. این سناریو شامل مسعود پزشکیان، عباس عراقچی و جواد ظریف است که معتقد به حل مسائل از مسیر سیاسی و مذاکرهاند و ممکن است بعد از این بحران، نقش مؤثری در سیاستهای داخلی و خارجی ایفا کنند.
۳. سقوط کامل دولت و حاکمیت سکولار بیرونی:
این سناریو کماحتمال است و تنها در شرایط فروپاشی کامل نظام رخ میدهد. در چنین سناریویی، جریانهای سکولار بیرونی با چهرههایی مانند شهزاده رضاشاه پهلوی ممکن است وارد صحنه شوند، اما احتمال وقوع آن بسیار پایین است، زیرا حملات محدود و کنترلشده سقوط کامل را نمیآورد، از سوی دیگر آنها در میدان دخیل نیستند و بیشتر به تبلیغات رسانهای میپردازند.
جمعبندی
سه سناریوی اصلی نشان میدهند که مسیر آینده ایران بیشتر حول نظامیگری اصولگرایان و فرصتطلبی اصلاحطلبان خواهد بود و سناریوی سکولار بیرونی فعلا بعید است.
سناریوی ایران چه خواهد خواهد.