جنگ با چشمهای دیجیتال؛ نبرد بر سر حق دیدن در عصر فناوری
نویسنده: امید بهروز
صدای شکستن تلفنهای همراه در برخی ادارات دولتی افغانستان، فراتر از صدای خرد شدن شیشه و پلاستیک است؛ صدایی که از نگرانی عمیقتر نسبت به «دیده شدن» و «ثبت واقعیت» حکایت دارد.
در روزهای اخیر، گزارشها و روایتهای متعددی از ولایتهای مختلف افغانستان منتشر شده که نشان میدهد استفاده از تلفنهای هوشمند برای شماری از کارمندان دولتی محدود یا ممنوع شده است. در برخی موارد، این محدودیتها به جمعآوری اجباری و حتی شکستن دستگاهها نیز منجر شده است. این اقدامات در ولایتهایی از جمله هرات، بلخ، سمنگان، خوست و لوگر گزارش شده و گاهی با هشدارهای اداری و انضباطی نیز همراه بوده است.
در نگاه نخست، این تصمیم میتواند اقدامی امنیتی برای جلوگیری از نشت اطلاعات یا مدیریت ارتباطات درونسازمانی تلقی شود؛ اما در سطحی عمیقتر، موضوع به مسئلهای بنیادیتر بازمیگردد: کنترل امکان ثبت و انتشار واقعیت.
از ابزار ارتباط تا ابزار ثبت واقعیت
در دنیای امروز، تلفن هوشمند تنها وسیلهای برای برقراری ارتباط نیست. این ابزار در عین حال دوربین، آرشیو، رسانه و بستری برای انتشار اطلاعات محسوب میشود. هر فردی که یک گوشی هوشمند در اختیار دارد، علاوه بر کاربر بودن، میتواند به یک شاهد و روایتگر تبدیل شود.
همین تحول، ساختار سنتی قدرت و جریان اطلاعات را دگرگون کرده است. برای نخستین بار، ثبت وقایع از انحصار دولتها و رسانههای بزرگ خارج شده و در اختیار میلیونها شهروند قرار گرفته است.
در گذشته، قدرت تعیین میکرد چه چیزی دیده شود؛ اما در عصر دیجیتال، «دیدن» دیگر به آسانی قابل کنترل و انحصار نیست.
افغانستان و روندی که جهان با آن روبهرو است
آنچه امروز در افغانستان مشاهده میشود، پدیدهای جدا از تحولات جهانی نیست. در سالهای اخیر، بسیاری از کشورها در مواجهه با چالشهای امنیتی و سیاسی، به محدودسازی ابزارهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی یا حتی اینترنت روی آوردهاند.
اگرچه شیوهها متفاوت بوده، اما هدف مشترک در بسیاری از این اقدامات، مدیریت جریان اطلاعات و کنترل آن چیزی بوده که ثبت و منتشر میشود.
از این منظر، افغانستان نیز بخشی از یک چالش جهانی میان فناوریهای شفافساز و ساختارهای قدرت کنترلمحور به شمار میرود.
مسئله اصلی؛ فراتر از یک تلفن همراه
در مرکز این بحث، مسئله صرفاً تلفن همراه نیست. موضوع اصلی آن است که در عصر دیجیتال، هر فرد میتواند همزمان شاهد، راوی و منتشرکننده اطلاعات باشد؛ واقعیتی که انحصار روایت را با چالش روبهرو کرده است.
امروز یک تصویر یا ویدیو میتواند روایتهای رسمی را به پرسش بکشد و فاصله میان واقعیتهای میدانی و روایتهای قدرت را آشکار سازد. همین مسئله، یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و اجتماعی عصر دیجیتال محسوب میشود.
شکستن موبایل؛ اقدامی اجرایی یا پیامی سیاسی؟
در چنین فضایی، شکستن یا محدود کردن تلفنهای همراه تنها یک اقدام اجرایی تلقی نمیشود، بلکه میتواند به عنوان پیامی برای محدودسازی امکان ثبت مستقل واقعیت نیز تعبیر شود.
با این حال، تجربه نشان داده است که هرچه تلاش برای محدود کردن ابزارهای ثبت و انتشار اطلاعات بیشتر شود، اهمیت و حساسیت اجتماعی آنها نیز افزایش مییابد. به عبارت دیگر، تلاش برای خاموش کردن چشمها، گاه به دیده شدن بیشتر آنها منجر میشود.
از سانسور تا خودسانسوری
پیامد این روند تنها در سطح ادارات باقی نمیماند. هنگامی که ثبت و انتشار واقعیت با خطر و هزینه همراه شود، افراد به تدریج از ثبت، انتشار و روایت رویدادها فاصله میگیرند.
در این مرحله، کنترل از سطح رسمی به درون جامعه منتقل میشود و سانسور بیرونی به خودسانسوری اجتماعی تبدیل میگردد؛ وضعیتی که در آن، نه تنها ابزار دیدن، بلکه انگیزه دیدن و روایت کردن نیز تضعیف میشود.
جمعبندی
محدودیت تلفنهای هوشمند در افغانستان را نمیتوان صرفاً یک تصمیم اداری محلی دانست. این موضوع بخشی از منازعه گستردهتری است که در سطح جهان بر سر کنترل اطلاعات، روایت واقعیت و حق دیدن جریان دارد.
در یک سو، ساختارهایی قرار دارند که تلاش میکنند جریان اطلاعات را مدیریت کنند و در سوی دیگر، فناوریهایی که امکان ثبت و انتشار مستقل واقعیت را برای شهروندان فراهم ساختهاند.
این نبرد دیگر صرفاً بر سر اطلاعات نیست؛ بلکه بر سر حق دیدن، ثبت کردن و روایت کردن است.
شاید بتوان ابزارها را محدود کرد، اما بازگرداندن جهانی که به ثبت و انتشار واقعیت خو گرفته است، به گذشته ممکن نخواهد بود.
جنگ با چشمهای دیجیتال؛ نبرد بر سر حق دیدن در عصر فناوری