سفر ملا یعقوب به روسیه؛ همکاری نظامی یا بازی تازه ژئوپولیتیکی؟
تحلیل | کابل تایمز نیوز : نویسنده صدیق الله توحیدی
سفر اخیر ملا یعقوب، وزیر دفاع حکومت طالبان، به فدراسیون روسیه را نمیتوان صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا یک رویداد معمول دیپلماتیک دانست. این سفر در شرایطی انجام شده است که رقابتهای ژئوپولیتیکی در منطقه وارد مرحله تازهای شده و قدرتهای جهانی و منطقهای در تلاشاند جایگاه خود را در معادلات امنیتی افغانستان بازتعریف کنند.
در تاریخ معاصر افغانستان، وزارت دفاع همواره یکی از حساسترین و تخصصیترین نهادهای حکومتی بوده است. در بیشتر دورههای سیاسی کشور، مسئولان این وزارت دارای پیشینه نظامی، آموزشهای حرفهای و تجربه فرماندهی در ساختارهای دفاعی بودند. اما در دوره حاکمیت طالبان، معیارهای ایدئولوژیک و سیاسی بیش از تخصص نظامی در تعیین مسئولان ارشد امنیتی نقش داشته است.
ملا یعقوب، فرزند ملا محمد عمر، بنیانگذار طالبان، نیز در چنین بستری به مقام وزارت دفاع رسیده است. او فاقد آموزشهای کلاسیک نظامی و تجربه مدیریت ساختارهای مدرن دفاعی است و پیشینهاش بیشتر در حوزه آموزشهای دینی تعریف میشود. از همین رو، اظهارات و مواضع او در حوزه مسائل نظامی همواره با دقت و حساسیت بیشتری مورد توجه قرار میگیرد.
یکی از نمونههای قابل تأمل، سخنان او پس از بازگشت از روسیه بود؛ زمانی که اعلام کرد: «از این پس پاکستان دیگر نخواهد توانست به حریم هوایی افغانستان تعرض کند.»
این اظهارات بیش از آنکه بیانگر یک تحول راهبردی قطعی باشد، پرسشهای متعددی را درباره ماهیت توافقهای احتمالی میان طالبان و روسیه مطرح کرد. آیا مسکو متعهد به تأمین سامانههای دفاع هوایی برای طالبان شده است؟ آیا توافقی فراتر از همکاریهای آموزشی و فنی میان دو طرف شکل گرفته است؟ یا این سخنان صرفاً بازتاب خوشبینی سیاسی نسبت به نتایج سفر بوده است؟
به نظر میرسد واکنشهای بعدی طالبان نیز نشاندهنده احتیاط در این زمینه باشد. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، پس از این اظهارات تأکید کرد که همکاریهای نظامی میان کابل و مسکو علیه هیچ کشور ثالثی نخواهد بود؛ موضعی که از تلاش برای کاهش حساسیتهای منطقهای حکایت دارد.
پروتکل همکاری یا پیمان دفاعی؟
بررسی اطلاعات منتشرشده نشان میدهد آنچه تاکنون میان روسیه و طالبان مطرح شده، بیشتر در قالب یک پروتکل همکاری نظامی قرار دارد تا یک پیمان امنیتی یا دفاعی الزامآور.
در حقوق بینالملل، پیمانهای دفاعی معمولاً میان دولتهایی منعقد میشود که از شناسایی رسمی و مشروعیت کامل بینالمللی برخوردار باشند. حکومت طالبان همچنان از سوی اکثر کشورهای جهان به رسمیت شناخته نشده است و همین موضوع، انعقاد هرگونه پیمان رسمی دفاعی را با محدودیتهای جدی حقوقی و سیاسی مواجه میسازد.
از این منظر، روسیه ترجیح میدهد همکاریهای خود را در حوزههای فنی، آموزشی، لجستیکی و بازسازی تجهیزات باقیمانده از دوران شوروی تعریف کند؛ همکاریهایی که انعطافپذیری بیشتری دارند و هزینه سیاسی کمتری برای کرملین ایجاد میکنند.
اهداف روسیه در افغانستان
همکاری رو به گسترش مسکو با طالبان را میتوان در چارچوب چند هدف کلان ژئوپولیتیکی تحلیل کرد.
نخست، روسیه امنیت جمهوریهای آسیای مرکزی و مرزهای جنوبی خود را یکی از اولویتهای راهبردی میداند. نگرانی از فعالیت گروههای افراطی و احتمال گسترش ناامنی از افغانستان به آسیای مرکزی، کرملین را به سمت تعامل با طالبان سوق داده است.
دوم، مسکو تلاش میکند از خلأ ناشی از کاهش حضور مستقیم غرب در افغانستان بهرهبرداری کرده و نفوذ خود را در این کشور افزایش دهد. با این حال، روسیه از نظر اقتصادی و مالی توانایی جایگزین شدن کامل با کمکهای گسترده غرب را ندارد و نمیتواند نقش مشابهی در اقتصاد افغانستان ایفا کند.
آیا توازن قدرت تغییر خواهد کرد؟
با وجود گسترش روابط میان طالبان و روسیه، تصور اینکه این همکاریها بتواند بهطور بنیادی موازنه قدرت میان طالبان و پاکستان را تغییر دهد، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
پاکستان همچنان از برتری قابل توجهی در حوزه نیروی هوایی، توان موشکی، زیرساختهای نظامی و روابط امنیتی بینالمللی برخوردار است. از سوی دیگر، هیچ نشانه معتبری مبنی بر تصمیم روسیه برای واگذاری سامانههای پیشرفته دفاع هوایی مانند اس-۳۰۰ یا اس-۴۰۰ به طالبان وجود ندارد.
اگرچه از نظر حقوقی انتقال برخی تجهیزات نظامی به طالبان لزوماً ممنوع نیست، اما فروش تسلیحات پیشرفته مستلزم ملاحظات پیچیده سیاسی، مالی و امنیتی است که تاکنون هیچ نشانهای از تحقق آن مشاهده نشده است.
جمعبندی
روابط رو به گسترش میان روسیه و طالبان را باید بیش از آنکه یک اتحاد راهبردی یا پیمان دفاعی تمامعیار دانست، تلاشی متقابل برای بهرهبرداری از ظرفیتهای یکدیگر در چارچوب رقابتهای منطقهای و جهانی ارزیابی کرد.
طالبان در پی کسب مشروعیت و گسترش روابط خارجی هستند و روسیه نیز تلاش میکند نفوذ خود را در یکی از مهمترین نقاط ژئوپولیتیکی منطقه حفظ کند. با این حال، هنوز برای قضاوت قطعی درباره ابعاد و پیامدهای این همکاری زود است.
آنچه مسلم به نظر میرسد این است که سفر ملا یعقوب به مسکو، صرفاً یک دیدار دیپلماتیک نبود؛ بلکه نشانهای از شکلگیری فصل تازهای در روابط طالبان و روسیه است؛ فصلی که تأثیرات آن براراده افغانستان و موازنههای امنیتی منطقه، در ماهها و سالهای آینده روشنتر خواهد شد.
سفر ملا یعقوب به روسیه؛ همکاری نظامی یا بازی تازه ژئوپولیتیکی؟