چرا در جهان امروز سیاست مداران، غیراخلاقی بیشتر به قدرت میرسند؟
نویسنده:
سید نظامالدین وحدت
ماستر جامعه شناسی سیاسی.
مقدمه
در دنیای امروز، بسیاری از مردم این پرسش را مطرح میکنند که چرا با وجود پیشرفتهای علمی و افزایش آگاهی، هنوز در بسیاری از کشورها افرادی به قدرت میرسند که رفتارهای غیراخلاقی دارند.
از یک سو، نهادهایی مانند سازمان ملل متحد بر ارزشهایی مانند حقوق بشر، عدالت و صلح تأکید دارند؛ اما از سوی دیگر، در عمل این ارزشها همیشه رعایت نمیشوند.
این مقاله تلاش میکند به زبان ساده توضیح بدهد که چرا چنین وضعیتی بهوجود آمده است.
آیا انسانها غیراخلاقیتر شدهاند؟
پاسخ کوتاه این است، نه لزوماً.
در واقع، امروزه مردم بیشتر از گذشته درباره عدالت، حقوق بشر و اخلاق آگاهی دارند.
اما مشکل اصلی این است که،
سیستمهای سیاسی و ساختارهای قدرت همیشه اجازه نمیدهند این ارزشها عملی شوند.
رابطه اخلاق فردی و سیاست
یکی از نکات مهم این است که،
یک انسان ممکن است در زندگی شخصی اخلاقی باشد
اما در سیاست، شرایط متفاوت است.
به گفته ماکس وبر، سیاستمدار گاهی مجبور میشود بین درست بودن و موفق شدن یکی را انتخاب کنند.
به همین دلیل،
افراد کاملاً اخلاقی همیشه در رقابت قدرت پیروز نمیشوند
گاهی افراد قاطعتراگر خشن باشند موفقترند
نقش جهانیشدن هم
یکی از مهمترین دلایل وضعیت کنونی است،
جهانیشدن یعنی،
کشورها به هم وابستهتر شدهاند
اقتصاد و سیاست فقط در داخل یک کشور تعیین نمیشود
به گفته آنتونی گیدنز، جهان امروز به هم پیوستهتر از همیشه است.
ضعیف شدن دولتهای ملی، دولتهای گذشته قدرت بیشتری داشتند. اما امروز،
شرکتهای بزرگ جهانی
بازارهای بینالمللی
قدرت زیادی پیدا کردهاند.
به نظر مانوئل کاستلز، قدرت در جهان امروز در شبکهها پخش شده، نه فقط در دولتها.
نتیجه این است که،
دولتها نمیتوانند همه مشکلات را حل کنند
مردم از حکومتها ناامید میشوند،
افزایش نابرابری و ناامنی
جهانیشدن باعث شده،
فاصله بین فقیر و غنی بیشتر شود
بسیاری از مردم احساس ناامنی کنند
به گفته زیگمونت باومن، زندگی امروز ناپایدار شده و مردم به دنبال امنیت هستند.
چرا رهبران تندرو محبوب میشوند؟
در چنین شرایطی،
مردم از وضعیت موجود ناراضی هستند
به دنبال کسی میگردند که سریع و قاطع عمل کند
اینجاست که رهبران پوپولیست ظهور میکنند،
وعدههای ساده میدهند،
احساسات مردم را تحریک میکنند
خود را نجاتدهنده معرفی میکنند،
حتی اگر روشهای آنها غیراخلاقی باشد، برخی مردم آنها را میپذیرند.
مشکل اصلی چیست؟
مشکل این نیست که،
انسانها بدتر شدهاند،
بلکه مشکل این است که،
ساختارهای سیاسی و جهانی طوری شدهاند که اخلاق بهراحتی ملاحظه نمیشود.
آیا جهان در حال عقبگرد است؟
نه کاملاً.
در کنار این مشکلات،
آگاهی مردم بیشتر شده
رسانهها شفافتر شدهاند،
جنبشهای عدالتخواه رشد کردهاند
اما در عین حال،
بیاعتمادی به حکومتها افزایش یافته
نابرابری بیشتر شده
یعنی ما در یک دوره گذار هستیم.
نتیجهگیری
در جهان امروز، تناقضی به وجود آمده است،
مردم بهتر از گذشته میدانند چه چیزی درست است
اما سیستمها کمتر از گذشته میتوانند آن را اجرا کنند
بنابراین،
اگر امروز افراد غیراخلاقی به قدرت میرسند، این بیشتر به دلیل شرایط و ساختارهای جهانی است، نه بدتر شدن ذات انسانها.
چرا در جهان امروز سیاست مداران، غیراخلاقی بیشتر به قدرت میرسند؟