در مورد افغانستان و سیر تمدن بشری و ضربات سختی که رقابت هژمونیسم بین المللی، حکومتها و جریانات سیاسی منحرف و ناکام افغانستان به آن وارد کرده اند
محمد نعیم غیور: آگاه سیاسی افغانستان
به بر داشت من سیر تمدن بشری که اصولا توسط دانشمندان هدایت میگردد چه در تمدن های قدیم و چه در حال حاضر ربطی به جنایت کاران، قاتلان مشهور و سیاست مداران نادان، تندرو، قدرت طلب و فاسد تاریخ از اسکندر مقدونی تا اعراب و تیمور و هیتلر و ترامپ و بین یامین نتانیاهو و غیره. و حکومت ظالم و فاسد گذشته و جنایت کاران افراطی چپ نما و راست و اسلام نمای کشور ما و باقی کشور ها در نیم قرن اخیر ندارد.
همان طور که در حوزهٔ جغرافیای تاریخی، علمی و فرهنگی ما قبل از اسلام بزرگان زیادی چون حکیم بوذرجهمر، آذرباد، برزویه و غیره و در دوران اسلامی بزرگانی چون ابن سینا، فارابی، سهروردی، رازی، خیام، فردوسی، ناصر خسرو بلخی، سنایی، نظامی و غیره و غیره ظهور کردند. در سایر جغرافیا مثال در چین کنفسیوس، کونگ رونگ؛ در هندوستان بیدپای، آریابهاتا، سوشروتا؛ در یونان سقراط، افلاطون و ارسطو؛ در غرب خصوصا در دوران معاصر و پنج قرن دانشمندان و مکتشفین زیادی در عرصه مختلف چون گالیله، نیوتن، گوتنبرگ، انشتاین، آدیسون، هگل، فویرباخ، مارکس، آدام اسمیت، ولتر، کانت، ژان ژاک روسو، جان لاک و غیره و غیره ظهور کردند و سیر تکامل بشری را با علم و خرد خود سوق و اداره و رهبری نمودند.
متاسفانه سیاست مداران در طول تاریخ قدیم و معاصر اکثرا خصوصا در رشته های تاریخ، سیاست، فلسفه، جامعه شناسی، مردم شناسی، حقوق و باقی علوم مرتبط بیسواد یا کمسواد بوده اند و ما کمتر سیاست مداران مسلط به علوم ساینس و علوم اجتماعی را داریم. بعضی در یک رشته تا سطح عالی تحصیل کرده اند ولی فرصت مطالعات سیاسی و تاریخی برای شان میسر نشده.
به همین خاطر سیاست مداران در گذشته و حال حاضر سیر تمدن بشری را با جنگ، کشتار و ویرانی مانند آنچه که در افغانستان، ایران، غزه، اوکراین و غیره جریان دارد تخریب نموده اند. بسیاری از این سیاست مداران یا از چیزی به نام اومانیسم، اخلاق، ترحم، شفقت و حقوق بشر آگاهی علمی ندارند و یا به آن باوری ندارند. اکثریت قاطع سیاست مداران به فکر قدرت، شهرت و ثروت هستند تا رشد و انکشاف بشری و سلامتی و سعادت بشری؛ بنا کل هدف من تشویش و نگرانی از لطمه زدن به سیر طبیعی هر چند کند جامعه فقیر و محروم افغانستان از پایان آخرین دههٔ حکومت محمد ظاهر شاه و خصوصا بعد از سقوط حکومت سردار محمد داوود خان است.
در نتیجهٔ رقابت قدرتهای هژمونیستی شرق و غرب جهان در راس غرب ایالات متحده آمریکا و در راس شرق در گذشته اتحاد شوروی و در حال حاضر چین و روسیه توسط جریانات افراطی، ضعیف، ناتوان، اکثرا آلوده به فساد، سیاست نافهم چپ، راست و اسلام نمای وابسته در افغانستان موجب تباهی و بدبختی مردم مظلوم کشور ما و بحران طولانی طاقت فرسا گردیدند که متاسفانه ادامه دارد و پایانش معلوم نیست.
افغانستان در دهن هژدها