از جنگ تا ضرورت گفتوگو؛ افغانستان میان گذشته خونین و نیاز به یک توافق سیاسی
تحلیل | کابل تایمز نیوز
در فضای سیاسی افغانستان، هرگاه سخن از گفتوگو با چهرههای وابسته به طالبان، بهویژه شخصیتهایی مانند سراجالدین حقانی، مطرح میشود، بخشی از مخالفان طالبان با استناد به گذشته جنگی آنان، اصل گفتوگو را زیر سؤال میبرند.
این دیدگاه، از منظر عاطفی و اخلاقی قابل درک است؛ اما از نگاه سیاست و تجربه تاریخی، نیازمند بازنگری جدی است. سیاست تنها هنر محکومکردن گذشته نیست؛ بلکه هنر یافتن راهی برای جلوگیری از تکرار آن نیز هست.
گذشته جنگی؛ مانع گفتوگو یا بخشی از واقعیت سیاسی؟
اگر گذشته جنگی افراد تنها معیار تعیینکننده برای تعامل سیاسی باشد، بخش بزرگی از تاریخ معاصر افغانستان از میز گفتوگو حذف خواهد شد. در پنج دهه گذشته، شمار زیادی از چهرههای سیاسی، نظامی و جهادی افغانستان در منازعات مختلف نقش داشتهاند؛ از جنگ علیه شوروی و جنگهای داخلی گرفته تا نبرد با طالبان و جنگ بیستساله پس از سال ۲۰۰۱.
این واقعیت به معنای نادیدهگرفتن مسئولیتهای تاریخی، قربانیان یا جنایتهای احتمالی نیست. جامعهای که خواهان صلح پایدار است، باید درباره گذشته صحبت کند، مسئولیتها را روشن سازد و صدای قربانیان را بشنود.
اما میان پذیرش مسئولیت گذشته و امتناع از گفتوگو درباره آینده تفاوت اساسی وجود دارد.
ممکن است فردی در یک دوره جنگی نقش مهم و حتی مناقشهبرانگیزی داشته باشد؛ اما این امر لزوماً به این معنا نیست که در تمام مراحل بعدی سیاسی نیز باید از هرگونه تعامل با او خودداری شود. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که گاهی طرفهایی که دیروز در میدان جنگ در برابر یکدیگر قرار داشتند، برای پایاندادن به خشونت ناگزیر شدهاند پشت یک میز بنشینند.
افغانستان بیش از هر چیز به کاهش خصومت نیاز دارد
یکی از مشکلات اساسی سیاست در افغانستان، تداوم نگاه «ما و آنها» است. هر طرف تلاش میکند گذشته طرف مقابل را برجسته و گذشته خود را توجیه کند. چنین رویکردی نهتنها به حل بحران کمک نمیکند، بلکه جامعه را در چرخهای از خصومت، انتقام سیاسی و منازعه تاریخی نگه میدارد.
اگر هدف واقعاً پایان جنگ و رسیدن به ثبات باشد، باید پرسید: آیا محکومکردن یکدیگر میتواند جای گفتوگو را بگیرد؟ آیا حذف سیاسی یک طرف میتواند آن طرف را از واقعیت جامعه حذف کند؟ و آیا افغانستان بدون گفتوگو میان نیروهای رقیب میتواند به یک توافق سیاسی پایدار برسد؟
طالبان اکنون یک واقعیت سیاسی در افغانستاناند و مخالفان طالبان نیز بخشی از واقعیت سیاسی و اجتماعی کشور را تشکیل میدهند. نادیدهگرفتن هر یک از این واقعیتها، بحران افغانستان را سادهتر از آنچه هست نشان میدهد.
گفتوگو به معنای تأیید نیست
یکی از برداشتهای رایج در فضای سیاسی افغانستان این است که گفتوگو با یک جریان، به معنای تأیید همه رفتارها و سیاستهای آن جریان است؛ در حالی که چنین نیست.
گفتوگو اساساً برای زمانی است که اختلاف وجود دارد. اگر مذاکره تنها میان طرفهای همنظر ممکن باشد، دیگر نیازی به مذاکره وجود نخواهد داشت.
از این منظر، اگر سراجالدین حقانی یا هر چهره دیگری از طالبان آمادگی گفتوگو درباره آینده افغانستان را نشان دهد، پرسش اصلی نباید صرفاً این باشد که «با چه کسی گفتوگو میکنیم؟»؛ بلکه باید پرسید: در این گفتوگو چه چیزی میتوان به دست آورد، چه تضمینهایی میتوان گرفت و چگونه میتوان اختلافات را از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل کرد؟
البته چنین گفتوگویی نباید بدون اصول، شروط و ضمانتهای روشن باشد.
گذشته نباید فراموش شود، اما نباید آینده را گروگان بگیرد
گذشته جنگی افراد باید در ارزیابی سیاسی آنان مورد توجه قرار گیرد. تاریخ نباید فراموش شود و قربانیان نباید به حاشیه رانده شوند. هیچ فرد یا گروهی نیز نباید صرفاً با تغییر موقعیت سیاسی، از مسئولیتهای احتمالی گذشته خود معاف شود.
با این حال، تبدیل گذشته به ابزاری دائمی برای نفی هرگونه تعامل سیاسی نیز میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
در سیاست، رفتار و مواضع امروز افراد نیز اهمیت دارد. اگر فردی که سالها در جنگ حضور داشته، امروز از گفتوگو، مصالحه و پایان خشونت سخن میگوید، سخنان او باید با دقت سنجیده شود؛ نه اینکه صرفاً به دلیل گذشتهاش از ابتدا بیاعتبار تلقی شود.
البته پذیرش چنین مواضعی نیز نباید کورکورانه باشد. گفتوگو باید با آزمون عملی، تعهدات روشن، ضمانتهای معتبر و ارزیابی رفتار سیاسی همراه باشد.
هیچ جناحی مالک انحصاری روایت جنگ نیست
تاریخ معاصر افغانستان مجموعهای پیچیده از عوامل داخلی و خارجی، رقابتهای قدرت، مداخلات منطقهای، اشتباهات سیاسی، ایدئولوژیهای مسلحانه و تصمیمهای نظامی است.
هر جناح روایت خاص خود را از جنگ دارد؛ اما تاریخ را نمیتوان تنها از دریچه روایت یک طرف توضیح داد.
این نگاه به معنای برابر دانستن همه رفتارها یا نادیدهگرفتن جنایتها نیست؛ بلکه به این معناست که اگر گذشته جنگی معیار قضاوت سیاسی قرار میگیرد، این معیار باید برای همه یکسان باشد.
سیاستِ انتقام یا سیاستِ نجات؟
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری با این پرسش روبهرو است که سیاست آینده باید بر محور محکومکردن و حذف یکدیگر شکل بگیرد یا بر محور نجات کشور از تکرار جنگ.
محکومکردن گذشته آسان است؛ ساختن آینده دشوار.
گفتن اینکه فلان فرد در جنگ نقش داشته آسان است؛ اما یافتن راهی برای متوقفکردن جنگ دشوارتر است.
افغانستان برای عبور از بحران کنونی به سیاستی نیاز دارد که بتواند میان عدالت و مصالحه، مسئولیت و گفتوگو، و گذشته و آینده توازن برقرار کند.
صلح پایدار به معنای فراموشکردن گذشته نیست؛ بلکه به این معناست که اجازه ندهیم گذشته، آینده را گروگان بگیرد.
گفتوگو باید مشروط، اصولی و فراگیر باشد
حمایت از گفتوگو با طالبان یا هر جریان سیاسی دیگر، به معنای پذیرش بیقیدوشرط سیاستها و عملکردهای آن جریان نیست.
گفتوگو باید بر اصول روشن استوار باشد: حفظ منافع ملی افغانستان، احترام به حقوق اساسی شهروندان، تأمین امنیت، جلوگیری از بازگشت جنگ، مشارکت سیاسی، ایجاد اعتماد و پاسخگویی در برابر مردم.
در چنین چارچوبی، هیچ شخصیت سیاسی نباید چک سفیدامضا دریافت کند؛ اما هیچ فردی نیز نباید تنها به دلیل گذشته خود برای همیشه از امکان گفتوگوی سیاسی محروم شود.
اگر هدف سیاست، رسیدن به صلح است، باید از هر فرصتی که بتواند به کاهش خشونت و افزایش تفاهم کمک کند، استفاده شود.
سخن پایانی
افغانستان به جنگ دیگری نیاز ندارد؛ این کشور به یک عقلانیت سیاسی جدید نیازمند است.
این عقلانیت باید بپذیرد که هیچ طرفی نمیتواند با حذف کامل طرف مقابل، آینده افغانستان را بسازد. طالبان یک واقعیت سیاسیاند؛ مخالفان طالبان نیز واقعیتی انکارناپذیرند. جامعه مدنی، زنان، جوانان، اقوام و نسلهای جدید نیز حق دارند در تعیین آینده کشور سهم داشته باشند.
راهحل افغانستان نه در تطهیر گذشته است و نه در زندانیکردن آینده در گذشته؛ بلکه در گفتوگوی مسئولانه، مصالحه اصولی، پذیرش تفاوتها و تلاش برای شکلگیری یک توافق سیاسی فراگیر نهفته است.
اگر سراجالدین حقانی و دیگر چهرههای طالبان امروز از گفتوگو به جای جنگ سخن میگویند، این سخنان باید با دقت، بدون سادهلوحی و بدون نفرت شنیده و سنجیده شود. اگر این سخنان صادقانه باشد، باید به تعهد سیاسی و رفتار عملی تبدیل شود؛ و اگر صرفاً تاکتیکی باشد، روند گفتوگو میتواند این واقعیت را آشکار کند.
در سیاست، گاهی بزرگترین پیروزی شکستدادن رقیب نیست؛ بلکه تبدیل میدان جنگ به میز گفتوگو است.
افغانستان برای رهایی از چرخه خون، بیش از هر چیز به همین تغییر نیاز دارد: از سیاست انتقام به سیاست گفتوگو؛ از اسارت در گذشته به مسئولیت در برابر آینده؛ و از جنگ برای قدرت به تفاهم برای افغانستان.
نویسنده: سید نظامالدین وحدت
رئیس مدافعان منافع ملی افغانستان
ویرایش : کابل تایمزنیوز
از جنگ تا ضرورت گفتوگو؛ افغانستان میان گذشته خونین و نیاز به یک توافق سیاسی